قلب من میزنه هر دم یرای لحظه ی دیدار
توی رقص ثانیه ها,لحظه ها چه تلخ وسردن
چشم به راهم اما اونا,انگاری به من میخندن
آهای دقیقه های شوم صبر بکنید صداش میاد
از پشت ابرای سیاه نغمه ی خنده هاش میاد
ستاره ی شبای من دوباره شادی میاره
با حضور نازنینش غم دیگه کاری نداره
شعر من لایق توصیف دل تو رو نداشت
دل من میخواست تو رو صدا کنه, اما دیگه نایی نداشت
بخاطرت با همه خستگی به آسمون می رم
اما اونم یه خاطره , یه خاطره از تو نداشت
روز و شبو تو حجم این زندون غم میگذرونم
می خوام برم از این قفس , راه تو رو نمیدونم
میخوام رها کنم تو رو , تنها بزارمت برم
بدون تو من , نه بدون تو نمی تونم
