بغض ٍ ترانه رو نگا محو ٍ سکوت , چه غم زده
چه سر به زیر , چه بی صدا تو این شب ٍ شبنم زده
رو هق هق های بی تپش عطر ٍ حضور ٍ خواهشه
پرنده از قفس پرید محاله که پیداش بشه
اما من از مصیبتا پل به ستاره می زنم
طلسم این بی کسی و تو چشمای تو میشکنم
شاپرک و نفس می دم قاصدک ها رو بال و پر
بجنگ هجرتت میام تموم میشه حکم ٍ سفر
تو عزلت ثانیه ها طلوع یک مسافره
از ایل و از تبار عشق از دور دورای خاطره
آهای مسافر غریب رسیده از گرد و غبار
به بیشه های شب نشین مثل ستاره ها ببار
روشنی ظهور تو خورشید و از جا میکنه
فریاد بزن , با من بگو این آخرین حرف منه
:
بیا رو بغض ترانه , بذر شادی رو بپاشیم
آخر قصه بخوابیم , اول ترانه پاشیم
با اقتباس از استاد جنتی
سلام به تمامی دوستان
امیدوارم خوب و خوش باشید
عید غدیر به همه شما و وارث غدیر مبارک باشه
سحرگاه روشن
روی آوارٍ تنٍ ثانیه های بی هدف
من گلٍ خاطره ها رو پر پر میکنم
می کشم توی نگاه هر ستاره اشک و خون
چشمای آینه رو بارونی و تر میکنم
می زنم پل به سپیده , از تمام بی کسی ها
از شب فوت ترانه , روز مرگ اطلسی ها
می زنم پل تا سحرگاه , تا حضور صبح روشن
تا غروب غصه و غم , لحظه ی دوباره ی من
تا ببینم روی خورشید , روز آغاز دمیدن
اون جایی که قاصدک ها , همه به مقصد رسیدن
تا ظهور پاک لبخند , پر گرفتن پرنده
وقتی که نگاه تردید , میشه گل بوسه و خنده
برای ظهور وارث غدیر دعا کنید:
در چنین قرنی بلاخیز
در شب تاریک تردید
یک نفر با قلب من گفت
مردی می آید ز خورشید
مردی از دنیای بهتر
روحش از آینه برتر
در گلویش نینوایی
اوج پرواز کبوتر
(( اکبر آزاد ))

یا علی
می خواستم یه مسئله رو با شما دوستان مطرح کنم.
حتما می دونید که عید غدیر در راه هست و حضرت علی.
ما همه مدیون حضرت علی و لطف های ایشون هستیم.لا اقل خود من در میلیارد ها
مورد مدیون حضرت علی هستم.هزار بار موقع زمین افتادن دست من و گرفتن و باور
کنید من هیچ کاری نکردم که بخوام بگم حضرت برای جبران به من لطف کردن.
پس بیایید برای تشکر از حضرت علی در روز عید غدیر حتی اگه شده یه بیت شعر بگید.
شما که توانایی این رو دارید.
روی صحبت من با شما دوست نازنینی هست که الان این متن رو می خونی و می گی
من چرا برای حضرت علی شعر بگم چون ایشون هیچ کاری برای من نکرده اند.اما بدون
تقصیر خودت هست.تا حالا حضرت رو اصلا صدا زدی؟؟؟
از ته دل صدا زدی؟؟
مطمئن باش که اگه صدا زده بودی و واقعا صدا زده بودی حضرت به کمکت اومده بودند.
در ضمن اینکه خیلی از کمک ها رو ما درک نمی کنیم.
مثل اینکه شما می خوای از خونه بری بیرون,می خوری زمین و پات میشکنه,فکر می کنی
بد شانسی,اما نمی دونی که اگه رفتی بودی بیرون شاید تصادف می کردی و اتفاق بدتری
برات می افتاد.
پس حالا,آره همین حالا علی رو صدا بزن.
حتما کمکت می کنه.
می بخشید پر حرفی کردم.
پس قرارمون یادتون نراه.
اما یه شعر ساده,خیلی ابتدایی,اما از جنس دل
منتظر نقدهاتون می مونم
گل ستاره
توی این اتاق ٍ ویرون تو برام شدی یه مهمون
توو هجوم وحشی ٍ شب توو حضور ٍ خیس بارون
تو شدی برام یه مهمون یه عزیز ٍ بهتر از جون
شادی ٍ عشق و امید و تو دادی به من چه آسون
زیر ٍ خاکٍ گورٍ غم ها من بودم تنها توو دنیا
اما تو با مرحم ٍ عشق اومدی به جای زخم ها
از توی باغ نگاهت من گل ٍ نرگس و چیدم
توی طرح ٍ رنگی ٍ دل نقش ٍ چشمات و کشیدم
توی خاک ٍ آسمون ها من گل ٍ ستاره کاشتم
از تو هستش هر چی دارم از تو بوده هر چی داشتم
توی این اتاق ٍ تاریک تو هجوم ٍ وحشی شب
وقتی دنیا از سیاهی شده لبریز و لبالب
من دیگه ترسی ندارم آخه من چشماتو دارم
با حضور ٍ روشن ٍ تو وحشتی از شب ندارم
آخه با وجود ٍ این شب چشم تو برام ستاره س
زنده باد اسم ٍ عزیزت که برام عشق دوباره س
قرارمون یادتون نره.
یا علی
برف و بارون زده بود
توی طرح آسمون , انگاری خون زده بود
من و بغض و آینه , گریه می کردیم
اشکامونو به غم حادثه ها , هدیه می کردیم
ما خود معنی دردیم
توی پاییز ,ما خود برگای زردیم
ما با هم گریه می کردیم
دیگه از خنده گل بدم میادش
آخه عطر گل تو رو یادم میاره
حالا تو نیستی و هرگز
گل برام شادی و خوشحالی نداره
حالا من تنهاییمو
با تپش ثانیه ها
نفس دقیقه ها
با سکوت لحظه ها
قسمت می کنم
پشت شیشه ی تن پنجره ها
تو حضور سبز یک منظره ای
توی شعر خیس بارونی من
تو امید و ناجی پنجره ای

