تبليغاتX
شعرهایم برای تو -

دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 ساعت 23:28
سلام و بعد از مدت ها

 

قسمت

شب رسید و باز ستاره

میگه تنهایی دوباره

رو حریر خلوت تو

هیچکسی پا نمیزاره

مث سایه رو تن شب

پرسه می زنم به هر جا

میام اونجا که تو باشی

اگه حتی ته دریا

خیلی وقته پر کشیدی

از حصار غربت من

بی کسی و هجرت تو

شده انگار قسمت من

تویی که واسم عزیزی

با غم من آشنایی

تویی که از جنس خورشید

یا خود ستاره هایی

بیا همراه قدیمی

دل من تنگه هنوزم

تا رسیدن سپیده

چشم به راه تو می دوزم

 

دعام کنید دوستان

یا علی!!!!!!!!

 

 

 

نوشته شده توسط سید حامد حسینی خواه | لینک ثابت | موضوع: